در قدمِ اول برای تغییر دنیای درون و بیرونت، باید سفرِ ریشهیابیِ زخمها و شفا رو آغاز کنی.
کودکِ زخمی درونت ، که من بهش میگم «کودکِ درون» ، همون روحِ توئه، همون ماهیتِ وجود، همون هدیهی خداوند، و همون راهِ اتصال به منبع هستی.
باید اون کودکِ کهکشانی رو پیدا کنی، بهش مهر بورزی، اعتمادش رو جلب کنی، و با کمک خودش، مسیر شفا رو شروع کنی.
هیچکس از بیرون، نمیتونه تو رو نجات بده.
هیچکس از درونِ تو خبر نداره؛ از زخمها، ترسها، افکار و احساساتت، یا اون الگوهای تکرارشوندهای که هی باز میان و میرن.
فقط کودکِ درونته که کلیدِ تغییر رو داره.
وقتی بهش عشق بدی و اعتمادش رو جلب کنی، خودش با نشانهها راهت رو نشونت میده؛
میگه کجا باید بپذیری،
کجا باید بجنگی،
کجا باید تسلیم بشی،
و کجا باید خودت رو ترمیم کنی.
این سفر، زمان میبره.
به اندازهی عمق زخمها و سالهای زندگیت.
ولی بدون، این تنها راهِ رسیدن به آرامشِ عمیق درون و بیرونه.
برای ارتباط با اون، باید ساکت شی…
ساکن شی…
خالی شی…
دم مزن، تا دم زند بهرِ تو روح.
بذار اون راهنمات باشه؛
اون، آگاهیِ بالاتری از تو و از داستانِ زندگیت داره.
مشکل، ناهماهنگیِ کالبد با روحه.
باید بپذیری که تو این کالبد، این خانواده، این کشور و این شرایط رو خودت انتخاب کردی.
تا نپذیری، تغییر محال است.
نقطهی صفر، پذیرشه.
میدونم سؤالِ خیلیهاتون همینه:
من کیام؟ چرا اینجام؟ چهکار باید بکنم؟
جوابش در مشاهده است.
خودت رو ببین. خانوادت رو ببین. رابطه هات رو ببین.
اینها انتخابهای تو برای رشد و تجربه بودن.
این یعنی تو منحصر به فردی؛
همهچیز دربارهی تو خاصه، فقط مالِ خودِ توئه.
تو اومدی تا اثرانگشتِ خودت رو روی این هستی بذاری.
پس خودت رو عمیقاً مشاهده کن؛
اینجا، دلیلِ وجودت رو خواهی یافت.
و این فقط از مسیرِ ارتباط با کودکِ درون ممکن میشه.
اون کمکم فلسفهی زندگیت رو برات روشن میکنه.
دنبالِ کسی از بیرون نباش.
گنجِ حقیقی، همیشه درونِ توست.
هیچ پیامآوری پیروِ کسی نبود؛
همهشون در سکوتِ درون، خدا رو جستن.
اگر خودت رو بشناسی، خدا رو شناختهای.
چون تنها فاصله میانِ تو و او، حجابِ ذهنه ،
خواستهها، ترسها، و افکاری که صدای قلبت رو خاموش کردن.
رها کن همه چیز را، تا بیابی او ☀️را
از درونِ خویش این آوازها را منع کن،
تا کشف گردد رازها 🌙
دوستتون دارم، زیاد.
اهورا
پارت اول