صلح درونی

صلح درونی از جایی میاد که دو نیروی درونت، زنانه و مردانه، به تعادل برسن.

هیچ‌کدوم برتر از دیگری نیستن؛ یکی لطافت و پذیرش بهت می‌ده، و اون یکی قدرت و پایداری.

وقتی این دو کنار هم قرار می‌گیرن، تو در مرکز وجودت آرام می‌گیری.

سه چاکرای بالا، انرژی زنانهٔ آگاهی و درک درونی رو در خودشون دارن،

و سه چاکرای پایین، انرژی مردانهٔ عمل و حضور در جهان رو.

وقتی این دو در جریان هماهنگ حرکت می‌کنن،

احساس می‌کنی درونت و بیرونت یکی شدن.

دیگه دنبال تعادل در بیرون نمی‌گردی، چون اون رو در درونت پیدا کردی.

تعادل یعنی هم روشنایی‌هات رو ببینی، هم تاریکی‌هات.

یعنی قضاوت نکنی، فقط بپذیری و در آغوش بگیری.

آگاهی واقعی وقتی به وجود میاد که از عقل و شهود با هم استفاده می‌کنی.

می‌فهمی هیچ‌کدوم دشمن هم نیستن؛ منطق بهت جهت می‌ده و شهود عمق.

وقتی با هم هستن، راهت روشن‌تر و آرام‌تر می‌شه.

زندگی یعنی حرکت بین این دو قطب،

بین فکر و احساس، بین انجام دادن و بودن.

صلح درونی یعنی بفهمی هر دوی این جنبه‌ها بخش‌هایی از تو هستن.

وقتی در آغوششون می‌گیری، حس می‌کنی در آرامشی آگاهانه ناظر جریان زندگی هستی،

و وجدِ «بودن» تبدیل می‌شه به حالت دائم آگاهی تو

اهورا

دیدگاهتان را بنویسید