ذهن چیست؟

وقتی از ذهن و آگاهی سخن می‌گوییم، منظور نابود کردن ذهن نیست.

ذهن، خود یک کالبد است؛ پلی است میان روح و جهان ماده. روح نمی‌تواند بی‌واسطه پا به عرصه‌ی جسم بگذارد، و این کالبد ذهنی‌ست که نقش تنزیل‌دهنده را ایفا می‌کند. ذهن همان تصویر، همان شخصیت، و همان تفاوتی‌ست که هر کدام از ما را یگانه می‌سازد.

آنچه اهمیت دارد «آگاه شدن بر ذهن» است؛ یعنی اینکه انسان اسیر جریان بی‌پایان اندیشه‌ها نشود، بلکه ذهن را به ابزاری در خدمت آگاهی بدل کند. اما در زندگی روزمره، واقعیت این است که بیشتر ما در چنگال ذهن به سر می‌بریم: افکاری بی‌وقفه، ترس از آینده‌ای که شاید هرگز رخ ندهد، و حسرت گذشته‌ای که دیگر هرگز بازنمی‌گردد.

هر فکری که ما را به گذشته یا آینده می‌برد و از حضور ناب لحظه جدا می‌کند، ما را از ذات حقیقی‌مان دور می‌سازد. نه اینکه ذهن بد باشد، بلکه اسارت در آن مانع دیدن حقیقت می‌شود.

سخن بر سر این است که باید از حالت بقا بیرون آمد و به حالت آگاهی درونی وارد شد. این آگاهی جایی برای رسیدن ندارد؛ مقصدی بیرون از تو نیست. آگاهی در همان لحظه رخ می‌دهد، درست آنگاه که از خواب صورت‌ها برمی‌خیزی و در روشنای حضور بیدار می‌شوی.

اهورا

دیدگاهتان را بنویسید